عربستان سعودی با استفاده از تکنولوژی و راهاندازی شبکه خطوط لوله، این گازها را در بازار داخلی مورد استفاده قرار دادهاست ولی ایران برخلاف وعدهها و گفتههای مسئولان نفتی، کماکان در این زمینه ناکام مانده است. در تازهترین گفتههای نفتیها، سخاوت اسدی، مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس بیان کرده که «۶۰ درصد فلرینگ پارس جنوبی در دو سال آینده کاهش خواهد یافت.»
طبق این گفته، باید تا ۲ سال آینده فلرینگ از ۹ میلیون متر مکعب به ۱/۳ دهم میلیون متر مکعب کاهش بیابد. مسلماً اگر این وعده محقق شود، بسیاری از مشکلاتی که تحت تأثیر سوختن فلرها در عسلویه و جنوب استان بوشهر بهوجود آمده، حل میشود. چون طبق این قول، تعداد زیادی از مشعلهایی که اکنون در عسلویه در حال سوختن و سیاه کردن آسمان و زندگی ساکنان و کارکنان آن است، خاموش خواهند شد! فلرهایی که مخاطرات محیط زیستی عدیدهای به همراه داشتهاند.
بزرگترین عیب یا خطر فلرینگ گاز طبیعی، تولید گاز دیاکسید کربن است که موجب تغییرات آب و هوایی میشود. علاوه بر این، با توجه به خلوص این گاز، مواد و گازهای دیگری نیز منتشر میشوند که از جمله آنها میتوان به اکسیدهای گوگرد، اکسیدهای نیتروژن، منو اکسید کربن، ذرات معلق، مواد آلی فرار مانند بنزوپیرن، بنزن و تولوئن و فلزات سنگین مانند جیوه، آرسنیک و کروم اشاره کرد که در ترکیب با رطوبت هوا، بارانهای اسیدی را ایجاد میکنند. علاوه بر تاثیر مخرب بر محیط زیست، مخاطرات دیگری نیز در فلرینگ گازها وجود دارند که قرار گرفتن در معرض آن میتواند موجب بروز بیماریهای مختلفی مثل سرطان، سقط جنین و جهشهای ژنتیکی، تخریب ریه و مشکلات پوستی و… شود.
بهوفور شیوع این عوارض و بیماریها را با رشدی فزاینده در میان ساکنان و کارکنان منطقه عسلویه شاهد هستیم که دستاورد صنایع آلایندهای است که بدون رعایت استانداردهای جهانی شب و روز میسوزند و آتش به جان زیستمندان این منطقه از انسان گرفته تا جانوران خشکزی و آبزی میاندازند.
حال با توجه به روند رشد صنعتی جهان و نیاز به مصرف بیشتر سوختهای فسیلی در پالایشگاهها، پتروشیمی و… و از سویی ضرورت کاهش گازهای گلخانهای برای کنترل پدیدۀ گرمایش زمین، یافتن راهکارهای بهینهسازی ساختار واحدهای صنعتی و بازیابی گازهای فلر که مقولهای بسیار پیچیده است، بیش از گذشته لازم است.
چون فلرینگ علاوه بر مخاطرات محیطی و انسانی، در بروز پدیده گرمایش جهانی نقش فعالی را بازی کرده. در همین رابطه، شرکتهای نفتی روشهای مختلفی را برای کاهش استفاده از سیستم فلر و فلرینگ مورد مطالعه و استفاده قرار داده یا خواهند داد. برای نمونه، برخی از صنایع پتروشیمی و پالایشگاهها گاز طبیعی را دوباره برای تزریق به مخزن و تثبیت فشار آن استفاده میکنند.
با وجود چنین تلاشهایی ولی باز صنایع مستقر در عسلویه اغلب صنایع آلاینده و تهدیدکنندهای شناخته میشوند. بیشک ایران که طبق آمارها، در تولید آلایندههای هیدروکربنی ناشی از سوزاندن گاز در فلر یا تخلیه آن به محیطزیست، رتبه سوم را در جهان دارد! چارهای ندارد جز اینکه برای کاهش فلرینگ به سمت استفاده از تکنولوژی روز دنیا برود که در برخی از کشورها رواج دارند.
در نروژ با استفاده از فناوری و شیوههای علمی، همۀ فلرها مجهز به دبیسنجها یا کنتورهای استاندارد هستند و همواره اپراتورها، موظف به ارایۀ گزارش به دولت در مورد میزان گازهای رها شده به اتمسفر هستند. استاندارد نروژی NORSOK مهمترین استانداردی است که در زمینۀ اندازهگیری دبی گازهای فلر تدوین شده است.
غیر از این روش مستعمل در نروژ، بنا به گفته کارشناسان برای کنترل و نظارت بر فلرینگ باید از سامانههای بازیافت گازهای فلر استفاده شود که طبق تحقیقات و مطالعات مهندسان حوزۀ انرژی، روش فشارافزایی بهعنوان اولویت اول در بازیافت گازهای فلر در منطقۀ عسلویه معرفی شده است. در این روش با افزایش فشار گازهاي فلر، میتوان از آنها براي تزریق به چاههای نفت استفاده کرد. طبق نظر این مهندستان، با توجه به بعد مسافت میتوان این گازها را بهصورت مستقیم یا با تجمیع گازهای سایتهای مجاور (گازهای فلر یا گازهای ترش پالایش نشده) را به چاههای نفت تزریق کرد.
بدون تردید با کاهش سوخت فسیلی و تغییر فرآیند فلرینگ میشود از عواقب و پیامدهای سوء گازهای منتشرشده و دودهای پرخطر ناشی از آن کاست که استشمام آن عوارض عدیدهای را برای زیستمندان عسلویه و مناطق پیرامونی آن به همراه داشته و دارد. متأسفانه در چند دهۀ اخیر، به جای کاهش فلرینگ، با توسعه صنایع نفت و گاز و افزایش روزافزون شمار پتروشیمیها و پالایشگاهها در جنوب استان بوشهر روبهرو شدهایم که سلامت جسم و روان اهالی این منطقه بهشدت تحتالشعاع قرار گرفته است و صنایع با سهلانگاری از کنار کنشهای مخاطرهآمیز در برابر جوامع پیرامونی خود گذشتهاند و هر بار با وعدههایی سعی در اقناع رسانههای بومی در مطالبهگری برای خاموشی فلرهای آلاینده کردهاند که هرگز عملی نشدهاند.
هرچند وعده سخاوت اسدی، مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس دال بر کاهش فلرینگ در عسلویه -که بزرگترین میدان گازی جهان را در بطن خود دارد- تا دو سال آینده امیدبخش است، اما زمان مشخص میکند که این یک وعده است یا یک عمل مسئولانه برای حفظ محیط زیست و تضمین سلامت جامعه انسانی و دیگر زیستمندان این منطقه؟!
و سهم بیشتر آن در شهرها و کلان شهرهایی هزینه میشود که حتی تجربه یک روز زندگی در این فضای صنعتی آلوده را ندارند. نکته دردناک دیگری که اینجا وجود دارد، این است که با وجود مصوبه وزارت نفت مبنی بر لزوم استخدام 50 درصد نیروهای بومی در صنایع نفت و گاز مستقر در جنوب استان، اما باید اعتراف کرد که این مصوبه هرگز تا به امروز در پایتخت انرژی از سوی مدیران پروازی غیربومی پتروشیمیها و دیگر شرکتهای صنعتی جدی گرفته نشده و هرکدام بنا به میل و خواست خود مبادرت به استخدام نیرو از خارج استان و از نزدیکان خود با تخصصهای گاه بیربط میکنند.
استخدامهای اینچنینی موجب بیکار ماندن جوان تحصیلکرده جنوب استان شده و هر بار هم مسئولان مصرانه قول میدهند که این مسئله را برای همیشه حل کنند ولی نهتنها حل نمیشود، بلکه همین تعداد نیروی نخبه بومی هم که در سکانهای مدیریتی این صنایع هستند، بنا به دستور مدیران جدید بومی به یکباره از منصب خود برکنار میشوند.که
در ادامه این نوشتار، به یک موضوع دیگر نیز بایستی اشاره شود که مربوط به شهرستان کنگان و مدیریت منطقه پارس در این شهرستان میشود. مدیریتی که ساختار آن با وجود توسعه پالایشگاهها و پتروشیمیهای این منطقه، در همان سطح مانده و ارتقاء نیافته است. متاسفانه باید اشاره کرد که مدیریت منطقه پارس کنگان در این سالها با وجود راهاندازی آخرین پالایشگاه گازی کشور به دست متخصصان ایرانی در این منطقه، به جای اینکه به معاونت سازمان منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی مبدل شود، برخی از واحدها و سمتهای حساس عملیاتی آن نیز حذف شدند که این امر موجب تقلیل جایگاه مدیریت منطقه پارس عسلویه در یکی دو سال اخیر شده، این در حالی است که اکنون ضروری است با توسعه زیرساختهای اداری، پشتیبانی و خدماتی و تفویض اختیارات ویژه به معاونت تبدیل شود. این موضوع نه تنها مطالبه مهم و مردمی است بلکه مسئولان اجرای کنگان هم سخت در مذاره به وزارت نفت پیگیر این موضوع هستند.
بدون تردید با مطالبهگری صحیح و همگانی میتوان نه تنها صنایع کوچک و بزرگ نفت و گاز استان را به توسعه شهرهای صنعتی استان ترغیب کرد؛ بلکه میشود آنها را موظف به اجرای بسیاری از مصوباتی کرد که از سوی این صنایع در سالهای اخیر نادیده گرفته شدهاند. اینجاست که نقش رسانههای مطالبهگر و عدالتخواه میتواند مؤثر باشد و کارایی لازم را برای پاسخگویی مدیران غیر بومی صنایع در مقابل کوتاهیهایی که در این سالها در حق مردم این منطقه صورت گرفته، داشته باشند.